آروینآروین، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 17 روز سن داره

❤ آروین ❤

عسلم داره بزرگ میشه

عزیز دلم ماشالا داری بزرگ میشی یادش یخیر روزایه اول که به دنیا اومده بودی چقدر کوچولو و ریزه میزه بودی تا یه مدت کار من گریه کردن بود نگات که میکردم گریه ام میگرفت نگران بودم و همش میگفتم چه جوری بزرگش میکنم کی بزرگ میشه اگه بلایی سرش بیاد چیکار کنم خیلی وقتا هم میگفتم یعنی از اینکه بچه ماست خوشحاله با گریه کردنت منم شروع میکردم به گریه کردن خوابم که بودی صورت معصومت خیره میشدم اشک چشام سرازیر میشد بابایی میگفت الان که گریه نمیکنه برا چی گریه میکنی بهش میگفتم صورتشو نگاه کن ببین چقدر معصومه  بابایی کلی  سر به سرم میزاشت دایی هم هر موقع زنگ میزد ازم میپرسید بازم  هر موقع آروین گریه میکنه تو هم گریه میکنی بعدش بهم میخندید و میگف...
9 مهر 1390

آروین عزیزم

باران را دوست دارم چون بوی تو رو دارد . گل را دوست دارم چون لطافت تو رو دارد دریا را دوست دارم چون وسعت نگاه چشمان تو رو دارد ماه را دوست دارم چون زیبایی تو رو دارد . خورشید را دوست دارم چون ذره ای از گرمای عشق تو رو دارد زندگی و خوشبختی را دوست دارم چون تو تنها بهانه اش هستی . قبلم را رو دوست دارم چون امانتی توست . بلور را دوست دارم چون از جنس توست . چشمه را دوست دارم چون به زلالی چشمان توست . نگاهت و چشمت را دوست دارم چون مرا در خود غرق می کند . کویر را دوست دارم چون میخواهم در بیابان به شوق تو دیوانه شوم خدا را دوست دارم چون تو رو به من هدیه کرد . ایمان رو دوست دارم چون لازمه عشق است . و در آخر : تو رو دوست دارم تا آخرین ...
9 مهر 1390

بهونه گیر

عزیزم امروز بازم میخوام از شیطونیات بگم هزار ماشالا روز به روز شیطونتر میشی تازه حرف خودتم به کرسی مینشونی همش دوست داری بازی کنی بابایی آهنگ حسنی رو برات دانلود کرده بود یه بار که نشستی و نگاش کردی خیلی خوشت اومد همش میگی حسنی میخوام حسنی بزار میشنی پای کامپیوتر و نگاش میکنی شعراشم تکرار میکنی البته دست و پا شکسته میگی بریم بازی بعدش میگی نه من تمیزم تو کثیفی دیشب به بابا گفتی بابی بازی کنیم بابایی گفت باشه عزیزم برو ماشیناتو بیار با هم ماشین بازی کنیم تو هم گفتی نه حسنی بازی بعدش برگشتی گفتی بهم سواری میدی الاخ وای که چقدر خندیدیم تو هم ماتت برده بود زل زده بودی به ما که چرا بهت میخندیم گفتی ,ا نخند گفتم که حرف بدی زدی دوتا دستتو  گذا...
2 شهريور 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ❤ آروین ❤ می باشد